سلام خدمت همه دوستای گلم
خوب نمیدونم چی بگم یه چیزی این روزها شنیدم که انقده داغونم کرده
که خوابو از چشما گرفته
اینقده داغونم که هرچی فکر کنین به اون حد نمیرسید
میدونین وقتی کسیو با تام وجود دوست داری بهش عشق میورزی هرکاری میکنی
که اونو ناراحت نکنی حاضری ازعشقت بگذری ولی اون خم به ابروش نیاد شب میخوابی
صبح به عشق اون پامی شی به عشق اون میای نت یه باره بیاد بهت بگه که تو یه ....
عشق تو یه عشق نتیه
عشق تو به درد خودت میخوره ....
حالا حساب کنید من دیگه چه جوری وبلاگ بنویسم چه جوری وقتی امید زندگیت
اصلان تورو دوست نداشته وقتی یه سال به هرکی اومد بهت نزدیک شه زدی دلشو
شکوندی گفتی من یه عشق دارم اسمش دنیاست با دنیا هم عوضش نمیکنم حاضر
نیستم جاشو تو دلم به کسی بدم هنوز همینطوره با این که دلو شکوند ولی دل من
جایی به غیراز اون برای کسی نیست با این که منو دوست نداره
من همه زندگیم ماله
ماله اونه عیب نداره دوست داشتن که زوری نیست اون منو دوست نداره یعنی
من لیاقت دوست داشتن اونو ندارم ازشم معذرت میخوام که این مدت اذیتش کردم
قلب من به عشق اون به اسم اون میتپید حالا دیگه نمیخوام بتپه اصلان از زندگی حالم بهم
میخوره وقتی بیدارم از نفس کشیدنم متنفرم دلم میخواد بخوابم ولی مگه خواب
میاد به چشم ای خدا من حرفامو بهت زدم منوبردار یه هرکاری خودت میدونی بکن
که عشقم بدونه دوسش داشتم دوست داشتنم دروغ نبوده من نمیدونم چی بگم
یعنی عشق من دروغکی بوده خدا
نظراتم برا اخرین پست باز میزارم تا بدونید برا چی
رفتم رویای زیبای من دنیا بود وقتی میبینم بودن من دنیامو اذیت میکنه دیگه نمیخوام ب
رویایی که خراب شده خراب تر شه کاش باهمون ذهنیت که دنیا منو دوست داره
از این دنیا میرفتم نبینم تو نظراتم کسی به دنیای من چیزی بگه ها که نه من نه اون
ــابجی دنیا خیلی خوشحالم که تو هم سالمی و۲باره برگشتی نظراتم به خاطر تو تا ۲روزی
که هستم باز میزارم چون دیگه اد مده بهتر که نباشه چون من یه مرده بیشتر نیستم الان
حلالـــــــــم کنید
ساعت 11:56 نويسنده <---:::فــــــــرشــاد---مهربون--:::--->
|